بشوی هیتلر و من مرز لهستان باشم
مثل سیل 65 راه بیافتی در دشت
اتوبوسی وسط جاده کاشان باشم
رخ شطرنج شدی صفحه دل را بستی
سمت مشهد بروی شاه خراسان باشم
قصد شیراز کنی مرقد رندان بروی
بزنم.... شوم و حافظ قرآن باشم
مثل ده دور شدم از اِرم و ازادی
بشوم همسر تو مرکز استان باشم
لب تو علت مرگ است بیا فکری کن
انسولین یا رژ لب برلب و دندان باشم
مرض قند گرفتن همه زنبوران، و
ملکه گفته که من ظرف نمکدان باشم
همه را قافیه کردم که تو لبخند زدی
مصلحت بود که من ترک لرستان باشم
پانی...ما را در سایت پانی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 11